جانگو

ديروز فيلم «جانگو رها شده» رو ديدم. فيلم قشنگي بود. امضاي تارانتينو رو مي شد تو جاهاي مختلف فيلم ديد. عجيب دوست داره كه صحنه‌هاي خون ريزي رو به خشن ترين شكل نشون بده. نمي دونم آيا روح لطيفي داره يا نه اما من كه از ديدن اين خشونت تو اون صحنه ها چندشم مي شه. البته اين حرفا معنيش اين نيست كه از فيلم خوشم نيومد. برعكس خيلي هم فيلم زيبايي بود. اما سوالي برام پيش اومد. آيا سربازهايي كه مي جنگن و مستقيمن اين حد از خشونت رو تجربه مي كنن لحظه‌اي كه دارن يه انسان ديگه رو مي كشن ته دلشون نمي لرزه؟ آيا به طور ذاتي پتانسيل خشونت رو درونشون دارن؟ چي مي شه كه يه انسان به جايي مي رسه كه به راحتي يه انسان ديگه رو سلاخي مي كنه؟ كشتن هر موجود زنده‌اي كار سختيه. كشتن يه انسان كه ديگه جاي خود داره.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: