دريا همون دريا بود

هفته گذشته يه مسافرت كوتاه داشتم به بوشهر. آخرين باري كه به اون جا رفته بودم 4 سال قبل بود كه براي مراسم خاكسپاري عمه‌ام اونجا رفتم و هيچ جاي شهر رو نگشتم. در اصل آخرين باري كه به بوشهر رفتم و مثل هميشه حسابي تو شهر گشتم حدود 10 سال قبل بود. اما قبل از اون تقريبن به طور مرتب به اون شهر سفر مي كردم و بخش زيادي از خاطرات تلخ و شيرينم مربوط به همين شهره.

هميشه زماني كه به بوشهر مي رفتم حس مي كردم كه اين شهر مثل شهرهاي ديگه نيست. نمادهايي داشت كه اون رو از شهرهاي ديگه متمايز مي كرد. كمتر شهري رو داريم تو ايران كه داراي نمادهايي باشه كه اون رو از شهرهاي ديگه متمايز كنه. اما اين بار كه بعد از 10 سال دوباره به اونجا مي رفتم از همون ابتداي ورود متوجه شدم كه ديگه اين شهر بوشهر سابق نيست و شده چيزي مثل شهرهاي ديگه. به شكلي خودم رو با شهر بيگانه حس مي كردم. هيچكدوم از اون نمادها ديگه اونجا نبودن. بوشهر شده بود يه شهري مثل بقيه شهرهاي ايران. قبلن در ابتداي ورود به شهر پايگاههاي نظامي وجود داشتن با تاسيسات و دكل هاي آنتن فرستنده هاي موج كوتاه و بلند. دكل هاي زيبا و خاصي كه از دور پرچم شهر بودن. در بيشتر نقاط حاشيه اي شهر وجود پايگاه هاي مختلف هوايي و دريايي رو حس مي كردي. بخشي از نوار ساحلي كه به مركز شهر نزديك بود يه خيابان ساحلي داشت با يه پياده رو ساده كه وقتي به نرده هاي كنار پياده رو تكيه مي دادي خودت رو وسط دريا و موجهاي دريا مي ديدي. اون پياده رو جوري ساخته شده بود كه مثل يه اسكله آدم رو درون دريا قرار مي داد. من هميشه زمان هايي كه در بوشهر بودم حتمن حداقل يك ساعت صبح و يك ساعت شب جام كنار اين نرده ها بود. در سمت راست همين جا اسكله هاي بارگيري رو مي تونستي ببيني با اون كشتي هاي بزرگ و كوچيك. يادمه 30 سال قبل زماني كه بچه بودم كشتي رافائل رو درست كنار همين اسكله ديدم چند ماه قبل از غرق شدنش. سمت چپ همين نوار ساحلي در فاصله چند كيلومتري فانوس دريايي قديمي بود كه چراغش شبها روشن مي شد. بقيه نقاط شهر هم به شكلي بود كه هميشه حس مي كردي در يك بندر هستي. بندري كه با بندرهاي ديگه متفاوته.

اما اين بار با نزديك شدن به شهر متوجه شدم كه ديگه اون نمادها وجود ندارن. از هيچكدوم از اون آنتن ها و پايگاه هاي نظامي ورودي شهر خبري نبود. وقتي به اون نوار ساحلي كه هميشه دوستش داشتم رفتم ديدم اون فرم پياده رو تغيير كرده و جاش رو به يه پلاژ شنا داده. قبلن در فاصله دو سه كيلومتري سمت چپ اونجا يه پلاژ بود كه اون رو از بين برده بودن و به جاش اون جا رو تبديل به پلاژ كرده بودن. بقيه پياده رو هم ديگه مثل سابق نبود كه تو رو ببره وسط آب. از اسكله ها هم خبري نبود. اون ها رو هم از شهر دور كرده بودن. فانوس دريايي رو هم خراب كرده بودن و به جاش رستوران درست كرده بودن. بقيه شهر هم به همين ترتيب دستخوش تغييرات بدتركيبي شده بود كه با ديدنشون گريه ام گرفت. بوشهر از يه شهر بندري تبديل شده بود به يه شهر ساحلي. همين و بس.

واقعن به اون تيم مهندسي و شهر سازي كه اين تصميمات رو گرفته بودن و اون طراحي ها رو انجام داده بودن لعنت فرستادم. آخه چطور ممكنه يه نفر يا يه تيم اين قدر بي سليقه باشه كه يه شهر زيبا رو به اين راحتي از بين ببره. نمادهاي متفاوت يه شهر هستن كه اون شهر رو از شهرهاي ديگه جدا مي كنن. وگر نه خيابان و بلوار و خونه كه از بديهيات يه شهر به حساب مي آن. درسته كه وجود اسكله بارگيري در بندر عامل شلوغيه اما مي شه با طراحي هاي صحيح هم اسكله رو در شهر حفظ كرد هم مسيرهاي ترانزيتي و دسترسي رو از شلوغي شهر دور كرد. درسته فانوس دريايي ديگه الان با رشد تكنولوژي و همينطور حجم زياد آلودگي نوري در حاشيه ساحل عملن كاربرد خودش رو از دست داده اما ساختمان يك فانوس دريايي هميشه يكي از نمادهاي زيباي بنادر در جهان بوده و هست. درسته كه ديگه به اون دكل ها و آنتن هاي نظامي نيازي نيست و رشد تكنولوژي نياز به بسياري از اون ها رو رفع كرده اما باقي موندن حداقل يكي از اونها جاي كسي رو در شهر تنگ نمي كنه.

اما حيف كه اون تيم مهندسي بي سواد با ندانم كاري و يا شايد هم از روي عمد همه اون نمادها رو از بين برد.

در آخر اين آهنگ هوشمند عقيلي رو هم كه خيلي دوست دارم و اين چند روز مرتب گوش مي كردم رو هم مي زارم كه حالشو ببرين:

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: