Archive for ژانویه 2010

كيك تولد

ژانویه 27, 2010

امروز تولد يكي از همكارها بود. اين عكس كيك بعد از تقسيم كردن اون به قسمت هاي مساويه!:)

حالا ياد گرفتين برابري يعني چي؟:)

آهاي مهندسين مخابرات

ژانویه 6, 2010

واقعن دم بچه هاي IT گرم. از روزي كه بحث فيل. تر مطرح شد روش دور زدن فيل. تر هم مطرح شد. درسته شده بازي موش و گربه ولي هميشه يه فيل. تر شكن جديد وجود داشته كه كار ملت رو راه بندازه.

اما اين مخابراتي ها. بابا شما هم نا سلامتي مهندسين. درس خوندين. تو دانشگاه شر بازي در آوردين. با استاد و ملت كل كل كردين. آخه بابا اين چه وضعيه كه اين ملت چند ماهه با مشكل پارا. زيت رو به رو هستن اونوخ شما دست رو دست گذاشتين و هيچ كاري نمي كنين. نه يه توضيحي، نه يه راه حلي، نه يه تلاشي. آخه بابا يه جو غيرت هم خوب چيزيه. بابا يه تكوني به خودتون بدين. يه كاري كنين ديگه.

پي نوشت:

شما كه اين رو مي خوني لينك اين پست رو براي بقيه هم بفرست شايد يكي پيدا شد يه كاري كنه.

حس عجيب اين روزها

ژانویه 2, 2010

اين روزها كمتر فرصت و يا بهتره بگم حوصله نوشتن دارم. اما بيشتر گودر گردي مي كنم و به وبلاگ ها سر مي زنم. اين چند وقت يه حس عجيبي بهم دست داده. هر روز بعد از ظهر – و گاهي هم شب – كه مي رسم خونه وبگردي ها – يا بهتره بگم وبلاگ گردي هام – رو شروع مي كنم. تو اين مدت با خوندن وبلاگ ها عجيب ياد فيلم هاي دوره جنگ سرد اروپاي شرقي مي افتم. حس و حال بيشتر وبلاگ ها حس و حال اون دورانه. ياد فيلم هايي مثل مرد مرمرين و مرد آهنين و مبارزات لخ والسا مي افتم. يادمه «مرد آهنين» رو سال 66 تو سينما «عصر جديد» سالن 1 ديدم. زير موشك بارون. روز دوم يا سوم موشك بارون بود. حس عجيبي داشت ديدن اون فيلم در حالي كه در طول فيلم 2 تا موشك به تهران و دور و بر سينما خورد. اون سانس فقط 3 تا تماشاچي داشت. من، دوستم و يه خوره ديگه مثل ما.

تو اون مقطع فيلم هاي اروپاي شرقي زيادي رو ديدم و حس و حال اون دوران و اون فيلم ها رو هنوز با خودم دارم. الان هر روز كه به وبلاگ ها سر مي زنم اون حس دوباره تو وجودم زنده مي شه. نمي تونم بگم حس خوبيه يا بد. از يه طرف تفكر ديده مي شه و از طرف ديگه سرخوردگي. درست مثل اون دوران تو كشورهاي اروپاي شرقي. از يه طرف اميد و از طرف ديگه آينده مبهم. زير پوست شهر انسان هايي ديده مي شدن كه تلاش مي كردن انسان و كرامت انساني رو حفظ كنن و در لايه بالا با انسان مثل گوشت چرخ شده فيلم «The Wall» رفتار مي شد.

واقعن نمي دونم آيا اين يه حس واقعيه و تاثير روسيه رو تو جامعه ما داره مانيتور مي كنه يا نه. فقط اين رو مي دونم كه اصلن دلچسب نيست. خيلي آزار دهنده است.