دوستي از جنس احساس

تو نمايشگاه ايستادي و داري خيلي جدي در مورد يه سيستم براي يه بازديد كننده توضيح مي دي. يه دفعه يه چهره آشنا رو مي بيني كه داره با لبخند به طرفت مي آد. چهره اي كه چند ساله نديديش و آخرين بار مي دونستي كه رو يه نقطه دورتر از اون نمايشگاه رو اين كره خاكي داره زندگي مي كنه. چهره اي كه از جنس احساسه نه منطق. حس مي كني كه داري خودت رو تو آينه نگاه مي كني. آخه تو هم هميشه دوست داشتي از جنس احساس باشي اما بيشتر آدماي دور و برت از جنس منطق بودن و با ديدن اون دوست قديمي حس مي كني تو اين دنيا تنها نيستي. تو يه لحظه زمان و مكان رو فراموش مي كني. خيلي زود صحبتت با اون بازديد كننده رو جمع مي كني و پيش اون دوستت كه منتظر مونده مي ري. البته با نوع و لحن سلامي كه بين تو و اون دوستت رد و بدل مي شه  بازديد كننده هم متوجه مي شه كه از اون لحظه به بعد تو ديگه تو اون نمايشگاه نيستي پس با يه لبخند و تشكر كارتت رو مي گيره و ازت خداحافظي مي كنه. تو يه لحظه سال هاي گذشته تو ذهنت مرور مي شن و مثل يه فيلم از جلوي چشمات رد مي شن. بعد از اون دنيا رنگش عوض مي شه. ديگه همه چيز برات برق مي زنه، حتا چشمهاي اون دوستت. نيم ساعت مي شيني باهاش حرف مي زني. از سال هاي گذشته مي گين و زماني كه با هم همكار بودين، هر چند براي يه مدت كوتاه. بعد دوستت پا ميشه و خداحافظي مي كنه و مي ره. رفتنش رو دنبال مي كني تا اون جايي كه تو جمعيت گمش مي كني. تو اون لحظه حس مي كني يه بخشي از احساست داره ازت جدا مي شه. اما ديدن اون دوست اون هم به شكل كاملن غير منتظره همه روزت رو مي سازه. اون روز تا آخر شب واقعن يه روز ديگس. روزي كه با همه روزها فرق داره.

ديروز واقعن روز زيبايي بود.

Advertisements

10 پاسخ to “دوستي از جنس احساس”

  1. boogiwoogi Says:

    نسرين جان، متاسفانه مجبور شدم يادداشتي كه گذاشتي رو unapprove كنم. البته پاكش نكردم.

  2. نسرین Says:

    آره دیدم. سانسور به اینجا هم کشیده شد:)

  3. نسرین Says:

    چی شد؟ کامنتم رو گذاشتی؟ آفرین پسر خوب. سانسور کار خیلی بدیه. راستی حالت بهتر شد؟

  4. boogiwoogi Says:

    نسرين جان، سانسور چيز بديه اما بعضي وقتا كار ديگه اي از دست آدم بر نمي آد. حالم هم نه امروز صبح رفتم دكتر و دوباره كلي آمپول. خوشبختانه اين بار هم از نوع A نبود.

  5. نسرین Says:

    امیدوارم زودتر خوب بشی

  6. boogiwoogi Says:

    نسرين جان، ممنون.

  7. صنم Says:

    چی جو میشه که یه تیکه از احساس آدم ازش جدا شه؟؟
    بعدشم روزش روزه زیبایی باشه؟؟
    زیباییش به خاطر تفاوتشه گمونم!!
    روزه زیبات مبارک.

  8. ساکی Says:

    با منطق و صرفن منطق پیچ و مهره های وجود آدم زنگ می زنه. گاهی که نه، همیشه روغن احساس لازمه که ما رو به کار بندازه.

  9. نسرین Says:

    یکبار دیگه بیام اینجا و ببینم «دوستی از جنس احساس» هنوز بالاست دیگه نمی آم. 6 ماهه اینجارو آپدیت نکردی برادر من این چه اوضاعیه؟:(

  10. boogiwoogi Says:

    صنم عزيز، راست مي گي 🙂 ولي دليل زيبا بودن اون روز ديدن اون دوست بود. ممنون

    جناب ساكي، واقعن همين طوره كي مي گيد. منطق لازمه ولي فقط در يه سري از زمينه ها.

    نسرين جان، به خدا نمي شه. براي نوشتن چند چيز لازمه. موضوع، كه اين روزها موضوعا اصن چنگي به دل نمي زنن. وقت، كه خودت مي دوني اين روزا وضعيت وقت من چطوريه. حوصله، كه باز هم مي دوني من اين روزها اصن دل و دماغ ندارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: