Archive for اکتبر 2009

draft

اکتبر 28, 2009

چي مي شد تو ذهنمون يه پوشه draft داشتيم و موقع فكر كردن مي تونستيم يه نسخه چك نويس از فكرمون رو توش ذخيره كنيم تا بعدن هي نخايم تو سر خودمون بزنيم و از نو همه چي رو دوباره فكر كنيم.

سرما خوردگي

اکتبر 24, 2009

من نمي دونم اين پزشكا چي كار مي كنن. طرف ادعاش مي شه كه دكتره. كلي هم كلاس مي زاره. اون وخ هنوز براي يه بيماري مثل سرما خوردگي هيچ كاري نكرده.

با همتون هستم. منظورم همه دكتراس.

حرف هم كه مي زني مي گن بابا اين همه تو زمينه قلب و مغز و چشم و اين چيزا پيشرفت داشتن.

داشتن كه داشتن. من الان سرما خوردم و دماغم آويزونه. صدام هم درست در نمياد. مي تونن بيان اينو درست كنن. نمي تونن ديگه ادعا نكنن.

قصاص

اکتبر 17, 2009

هفته گذشته باز هم يه حكم قصاص ديگه اجرا شد. اين حكم اين بار هم مثل بعضي از حكم هاي قبلي در مورد انساني بود كه قتلي رو در سني پايين تر از سن قانوني مرتكب شده بود.

بحث در مورد احكامي مثل قصاص ساده نيست. از يه طرف ما با يه نفر رو به رو هستيم كه جرمي رو مرتكب شده و به هر حال بايد مجازات بشه و از طرف ديگه با اين پرسش رو به رو هستيم كه آيا پاسخ خون رو بايد با خون داد؟ واقعن پرسش سختيه.

چند سال پيش تو يه كتاب در مورد پرسش و انتقادي كه از محمد تقي جعفري در مورد حكم قطع دست در مورد سارقين شده بود و پاسخ جعفري خوندم. مطلب جالبي بود. جعفري در مورد پيش نيازهاي اجراي اين حكم موارد 16 گانه اي رو مطرح كرده بود كه در صورت اثبات هر 16 مورد اجراي حكم واجب مي شد. وقتي كه 16 مورد رو خوندم به اين نتيجه رسيدم كه تقريبن هيچ وقت اجراي اين حكم در مورد هيچ سارقي واجب نمي شه و اگه سارقي پيدا بشه كه همه اين موارد در موردش صدق كنه واقعن بايد شديدترين مجازات رو در موردش اجرا كرد.

همه علماي اسلامي اتفاق نظر دارن كه قرآن كتاب يكپارچه ايه و نمي شه با استناد به يه بخش اون حكمي رو صادر كرد بدون اين كه همه بخش هاي ديگه و احكام ديگه رو در نظر نگرفت. مثال هاي زيادي هم مي زنن كه به سادگي يه دستور مي تونه با در نظر نگرفتن يه بخش يا بخش هاي ديگه تغيير ماهيت بده. حالا پرسشي كه وجود داره اينه كه با اين يكپارچگي احكام چرا به اجراي بعضي احكام بدون در نظر گرفتن احكام ديگه اصرار مي شه؟ مثلن در مورد حجاب، امر به معروف و نهي از منكر (البته فقط در مورد عامه مردم)، اختلاف ديه مرد و زن يا قصاص دقيقن حكم قرآن اجرا مي شه اما احكام ديگه كه در مورد دروغ، تهمت، غيبت، هتك حرمت و خيلي از احكام ديگه فراموش مي شن؟

نكته اي كه وجود داره اينه كه حكمي مثل قصاص دقيقن مطابق با قرآنه، اما اين موضوع در نظر گرفته نمي شه كه حكم قصاص زماني قابل اجراست كه همه احكام ديگه هم به طور كامل اجرا شده باشه. به قول مسيح، كسي مي تونه در اجراي حكم سنگسار مريم مجدليه (Maria Magdalene) شركت كنه كه خودش گناه نكرده باشه.

ما وقتي قرآن رو به طور يكپارچه نگاه كنيم مي بينيم كه ما رو به سمت مدينه فاضله هدايت مي كنه. اما آيا مي شه وقتي به اون حد از كمال نرسيديم، احكام ديگه رو به طور كامل اجرا كنيم؟ ما با حكم قصاص رو به رو هستيم اما آيا جامعه اي كه نتونسته مشكل فقر (اقتصادي و فرهنگي) رو حل كنه، نتونسته بحث تربيت و آموزش رو به طور صحيح حل كنه آيا مي تونه حكم قصاص رو اجرا كنه؟ آيا وقتي شخصي در سني پايين تر از سن قانوني، كه از نظر رواني هنوز به حدي بالغ نشده كه همه خوب رو از همه بد تشخيص بده، جرمي رو مرتكب مي شه نبايد به جاي مجازات اون شخص، جامعه و سيستم آموزشي حاكم بر اون جامعه رو مجازات كرد؟ آيا مجازات و اجراي حكم قصاص در مورد اون شخص، در اصل فرار از مسئوليت از طرف مجريان و مديران اون جامعه نيست؟ در حد پايين تر آيا پدر و مادري كه درخاست خونخاهي قاتل فرزندشون رو دارن تا حالا از خودشون پرسيدن كه آيا به فرزندشون آموزش كافي دادن كه هيچوقت با كسي درگيري فيزيكي نداشته باشه و آيا عواقب اون نوع درگيري رو به طور كافي براي فرزندشون شرح دادن؟

مسئله اين جاست كه هيچكس از اجراي عدالت بدش نمي آد و اون رو نقد نمي كنه. هيچكس از اعدام صدام ناراحت نشد و اون رو ناعادلانه ندونست (هر چند من اون حكم رو ناعادلانه مي دونم و اعدام رو براي اون كم مي دونم). اما پرسش اينه كه آيا واقعن هميشه عدالت به شكل واقعي اجرا مي شه؟

جشنواره خيريه پيام اميد 88

اکتبر 14, 2009

هفتمين جشنواره خيريه پيام اميد
زمان: 29 و 30 مهر و 1 آبان.
ساعت بازديد: 10 صبح تا 10 شب
مكان: خيابان وليعصر – پايين تر از چهارراه پارك وي – روبروي رستوران سوپر استار – سالن فرهنگي سپيد.

در صورت بازديد يادتون نره از طبقه بالا، غرفه آفتاب (ظرف هاي شيشه اي، شمع و زيور آلات هم ديدن كنيد)

اصلاح

اکتبر 6, 2009

يكي از كارهايي كه هميشه براي انجامش تنبلي مي كنم ريش زدنه. ولي وقتي موفق به انجامش مي شم واقعن حال مي كنم.
هميشه فكر مي كنم ريش زدن از سخت ترين كارهاس. بعضي وقتا به اين نتيجه مي رسم كه اينا اصلن چي هستن و چرا رو صورت مردا در مي آن.
ولي الان كه صورتم رو اصلاح كردم ديدم واقعن عجب نعمتيه اين اصلاح صورت. چه لذتي داره وقتي ريشت رو مي زني. آب مي زني به صورتت. حوله رو بر مي داري مي زاري رو صورتت (اين كه ديگه آخرشه). بعدش هم كه after shave.
خانم ها واقعن از چه نعمتي محرومن. از اون بدتر آقايوني كه هيچوقت تو عمرشون ريششون رو نمي زنن.