براي محمود طالقاني و احمد شاه مسعود

امروز سالگرد مرگ احمد شاه مسعود (18 شهريور – 9 سپتامبر) و فردا سالگرد مرگ محمود طالقاني (19 شهريور – 10 سپتامبر) دو نفر از دوست داشتني ترين انسانهاييه كه مي شناسم.

 Ahmad_Shah_Massood_2

Ahmad_Shah_Massood_1

Mahmood_Taleghani

Mahmood_Taleghani_1

تو اين دوران و تو كشورهاي جهان سوم واقعن پيدا كردن انسان وطن پرست و مبارزي كه در عين سر سختي ها و خشونت هاي مبارزه هميشه يادش باشه كه در مرحله اول يه انسانه و انسان بودن و اصول انساني رو فراموش نكنه واقعن سخته. انسان مبارز زياد ديدم؛ كسايي كه براي آزادي بجنگن. چمران رو دوست دارم. چه گوارا رو زياد نمي شناسم (البته منظورم اونقدريه كه بتونم در موردش نظر بدم) اما تا همين حد كم هم مي دونم كه براي آزادي جنگيد و همين مبارزه ها قابل احترامه. اما تو اين همه مبارز اين دو نفر يه جايگاه ديگه رو براي من دارن. وقتي كه طالقاني رفت من بچه بودم (هر چند با اون سن كم هنوز چهرش و صداش تو تلويزيون يادمه). هنوز هم وقتي كه عكسش رو مي بينم ته دلم رو غم مي گيره. مسعود هم همينطور. البته زمان مسعود ديگه اون قدر سن داشتم كه حوادث رو به ياد داشته باشم. زماني كه زنده بود خيلي دوست داشتم مي شد رو در رو ببينمش و باهاش بشينم و حسابي حرف بزنم. حس مي كردم خيلي حرفا هست كه مي تونم باهاش بزنم و به قولي يه شكم سير باهاش چت كنم. به قول يكي از دوستان كه همين الان موقع نوشتن اين پست داشتم باهاش چت مي كردم چشمهاش واقعن بيانگر عمق وجودش بود. امروز تو ضميمه روزنامه اعتماد پرتره زير رو كه يه نقاشي از مسعوده ديدم كه از صد تا مقاله بيشتر حرف برا گفتن داشت. عكس طالقاني رو هم تو يه صفحه ديگش زده بود.

Advertisements

5 پاسخ to “براي محمود طالقاني و احمد شاه مسعود”

  1. 9 – 9 « Forever Under Construction Says:

    […] from here Massoud at Boogi’s leave a comment « Who […]

  2. Pedestrian Says:

    Hey Boogi
    I came across your place via Homeyra’s. Great place you have here! Will be visiting often 😉 from now on

  3. boogiwoogi Says:

    Oh, Hi Pedestrian,
    Tnx for coming. you’re always wellcomed here.

  4. Saki Says:

    سلام آقای بوگی
    مقایسه ی این دو نفر زیاد هم مناسب نیست به نظر من. مسعود بعد از خروج روسیه از افغانستان در جنگی شرکت کرد که در اصل هیچ لزومی نبود ادامه پیدا کنه. مخالفین دولت می تونستن با رای زنی و برای حفظ کشور، با هم صحبت و مذاکره کنن اما راه جنگ رو در پیش گرفتن. درسته که در شرایطی که همه ی گروهها دست به حملات نظامی علیه هم می زنن، تلاش برای گفتگو خیلی عملی نیست. اما این جنگ داخلی، ریشه ی خیلی چیزها رو تو افغانستان از بین برد. از جمله همین انسانیت که شما می گید مسعود به خاطرش مبارزه کرد. تمام جنگ سالاران افغانستان هدفشون صرفا مبارزه برای انسانیت نبود. چطور می شه اون نحوه ی کشتارهای دسته جمعی مردم رو مبارزه برای انسانیت دونست. شانسی که مسعود از بین بقیه ی جنگ سالاران به دست آورد این بود که در مبارزه با طالبان از حمایت گسترده تری از خارج کشور برخوردار بود. چه رسانه ای و چه مالی. اما از دید من که یک افغان هستم او تفاوتی با دیگران نداشت. آنها از هیچ فرصتی برای به قعر کشاندن انسانیت در افغانستان کوتاهی نکردند و نتیجه اش را الان شاهد هستیم. البته این نظر منه و نظر شما هم محترمه. فقط خواستم از این فرصت استفاده کنم و نظر یک افغان (که مسلمن نمی تونه نظر همه ی افغانها باشه) رو در مورد مسعود بدونید. می دونید به نظر من آدم تا در یک ممکلت و تحت تاثیر یک سیاست زندگی نکرده باشه نمی تونه در مورد اون به راحتی نظر منصفانه بده.
    ضمنن وبلاگتون عالیه. حرفاتون هم خیلی صادقانه.

  5. boogiwoogi Says:

    جناب Saki گرامي،
    ممنون بابت نظري كه نوشتي. چند نكته اين جا وجود داره. از اون جايي كه من ايراني هستم و مسائل افغانستان رو از بيرون مي بينم مطمئنن نمي تونم تصويري دقيق از واقعيتي كه در افغانستان در جريانه رو ببينم. همونطور كه كسايي كه خارج از ايران هستن نمي تونن واقعيت هاي جامعه ايران رو به طور كامل و دقيق درك كنن. البته از زماني كه وبلاگ جناب وهريز رو مي خونم و يادداشت هاي ديگران تو اون وبلاگ رو مي بينم تا حدودي اطلاعاتم در اين زمينه تغيير كرده. خيلي هم دوست دارم در مورد اتفاقات جامعه افغانستان بيشتر بدونم. اما از طرف ديگه به عنوان ناظري كه از بيرون ماجرا رو مي بينه و مسائل احساسي بر روي تحليلش كمتر اثر داره مي تونم مسائل رو از زاويه ديگه اي ببينم. در اين كه بعد از خروج شوروي از افغانستان گروه هاي مبارز اشتباه استراتژيكي رو مرتكب شدن و با درگير شدن با هم بر سر قدرت زمينه رو براي قدرت گرفتن طالبان فراهم كردن هيچ شكي نيست. اما واقعيت اين جاست كه تو اون مقطع افغانستان واقعن از كمبود سياستمدارهاي حرفه اي و قدرتمند رنج مي برد. به همين خاطر اشخاصي كه تو اون زمان در راس تيم سياسي قرار گرفتن نتونستن به درستي اوضاع رو مديريت كنن. در مورد مسعود هم مطمئنن نه نظر من مي تونه بيانگر كل واقعيت باشه و نه نظر شما. اما به عنوان يه ناظر كه از بيرون مسائل افغانستان رو مي بينه واقعن به اون چيزهايي كه در بالا نوشتم اعتقاد دارم. البته قبول دارم كه ممكنه اين عقيده درست نباشه.
    اما با تمام اين حرف ها آرزو مي كنم آرامش به افغانستان برگرده. چيزي كه مشخصه اينه كه اين صدمه هايي كه به شما در طول اين سي سال وارد شده يه شبه درست نمي شه. به وجود اومدن تيم هاي مديريتي كه بتونن اين كشور رو از اين وضعيت نجات بدن مطمئنن نياز به زمان داره. اما مهم تر از همه اين ها اينه كه هيچوقت اميدتون رو از دست ندين.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: