چه خبر؟

خانم سولماز، همكار قديمي من، كه به دليل خونگرمي خاص و روح لطيفي كه دارن (كه شايد اين خونگرمي از همسر آبودانيشون به ايشون منتقل شده باشه 🙂 – اميدوارم با اين جمله دوباره خون من رو حلال اعلام نكنند) در همون مدت كوتاهي كه با هم همكار بوديم مثل يه خاهر به من لطف داشتن و هنوز هم دارن در وبلاگشون من رو به بازي «چه خبر» دعوت كردن. ممنون.

بله، چه خبر؟

يادمه اون قديما كه كلاس سوم يا چهارم ابتدايي بودم نامه هاي مادرم رو كه براي عمه ام مي خاست بفرسته براش مي نوشتم. هميشه بعد از سلام و احوالپرسي اين طور ادامه مي داد «ملالي نيست جز دوري شما كه انشاالله زودتر رفع شود …». البته اون عمه ام پارسال درست همين موقعها از دنيا رفتن و دوريشون ديگه هيچ وقت رفع نمي شه 😦

بله، در پاسخ اين چه خبر هم بهتره من هم اين طور شروع كنم كه ملالي نيست جز دوري دوستاني كه روزهايي رو باهاشون بودم و الان به دليل مشكلات زندگي و روزمرگي ها، ارتباط ها به تلفني هر از چند گاهي، پيامكي، ايميلي و يا كامنتي در وبلاگي خلاصه شده.

اما از اين مقدمه كه بگذريم، بعد از سلامتي (كه جناب احسان به كار بردن اون رو به عنوان جواب اين پرسش به شدت مذمت كردند – در حد فحش) اخبار زيادي نيست و بقيه همه روزمرگي ها.

اول از همه همونطور كه تو چهار پنج تا پست پايين تر گفتم برنامه چهار سال آينده ام رو بعد از كلي فكر و كلنجار رفتن با خودم تنظيم كردم و رو كاغذ آوردم. اولين قدم رو هم شروع كردم كه انشاالله تا 2 ماه آينده كامل مي شه و راه رو براي قدم هاي بعدي باز مي كنه.

دوم اين كه درگير خريد يه نوت بوك هستم ولي هنوز موفق نشدم اون چيزي رو كه مي خام پيدا كنم. به شدت هم ذهنم رو مشغول كرده. چون مي دونيد كه انتخاب نوت بوك براي من از انتخاب همسر هم سخت تره.

سوم اين كه براي كنكور فوق ليسانس امسال درس مي خوندم ولي از اونجايي كه مي دونستم به دليل زمان كوتاهي كه براي آماده شدن دارم امسال قبول نمي شم به جاي وقت تلف كردن و درگيري بيهوده ذهني درس خوندن رو متوقف كردم و به جاش روي اولين قدم برنامه ام كه برام اولويت اول رو داره و از طرفي از نظر منطقي انجام پذيره متمركز شدم. اگه كارها طبق برنامه پيش بره انشاالله كنكور سال ديگه.

چهارم اين كه به شدت عاشق شيريني هستم و هر بار كه مي خام بخورم با توصيه مادرم و در بيشتر مواقع با تشر اطرافيان (مخصوصن خاهر بزرگم) از زياده روي منع مي شم. هر چي هم بهشون مي گم بابا من عزب موندم كه كسي بهم امر و نهي نكنه اصلن به گوششون فرو نمي ره. فكر كنم اگه ازدواج مي كردم فقط يكي امر و نهي مي كرد ولي حالا صد نفر. اما جاتون خالي امروز عصر كه مادرم رو برده بودم خونه مادر بزرگم تو راه برگشتن رفتم قنادي و دو جعبه شيريني، يه جعبه از اين شيريني هاي ويفري كه به شدت دوست دارم و يه جعبه هم نون خامه اي كه به نظرم هيچ شيريني ديگه اي نمي تونه به پاش برسه خريدم. رسيدم خونه تو يه ليوان بزرگ، كه بيشتر به درد آبجو خوري مي خوره، نسكافه درست كردم و دو جعبه شيريني رو باز كردم و گذاشتم جلوم و در تنهايي دلي از عزا در آوردم. نتيجه اش اين كه شام كه نتونستم بخورم. از عصر تا حالا هم به هر چيز شيرين كه فكر مي كنم گلاب به روتون 😦 حالم بد مي شه.

پنجم اين كه بالاخره برف اومد و دل ما شاد شد.

ششم هم اين كه پريروز با اون دوست عزيزي (نفس من كه البته بعد از اون به ترتيب نيكول كيدمن و مگ رايان و جديدن Jennifer Love Hewitt قرار مي گيرن) كه يه بار تو يه پست نوشتم كه دوستيمون در حد چت اينترنتي افت كرده و كلي حرف و حديث برام درست شد تو چت هم دعوامون شد. ديگه هم متاسفانه اميدي به رفع كدورت نيست 😦

ديگه هم خبري نيست جز روزمرگي و شب بيدار موندن تا بوق سگ پاي كامپيوتر.

همين

Advertisements

9 پاسخ to “چه خبر؟”

  1. نسرین Says:

    اول اینکه برات آرزو می کنم به همه آرزوهات برسی و تو کنکور هم قبول بشی و نوت بوک مورد علاقه ات رو بخری و زن بگیری و …
    دوم اینکه به شدت با احسان موافقم. من هم بدم میاد وقتی به یکی می گم چه خبر می گه سلامتی:(
    و اماااااا سوم، من هم اگر ولم کنن 2 کیلو شیرینی نون خامه ای رو یه جا می خورم (اصلا بی خیال لاغر شدن)

  2. dawn Says:

    منم نون خامه ای می خام
    چاقی خوبه

  3. boogiwoogi Says:

    نسرين جان، ممنون به خاطر اون آرزوها.

    dawn عزيز، من نون خامه اي مي خورم پس هستم 🙂

  4. سعید Says:

    اول:اینکه موفق باشی.
    دوم اینکه:گمان نکم فلانی.
    سوم اینکه:خوب کردی.
    چهارم اینکه:1.نوش جان 2.چاق شدن کمترین مساله است شیرینی زیاد خدای نکرده باعث دیابت میشه یا چربی خون یا فشار(پیام بهداشتی).
    پنجم اینکه منم خوشحال شدم هیچی مثل قدم زدن زیر برف آرامش بخش نیست.
    ششم اینکه:توی این دنیا هیچ چیز غیراز خدا موندنی نیست بعد از اون خانواده آدم دوستها هم هرچه که خوب هم باشند مثل بقیه آدما محکوم به زمان ومکانند ومکان ما را مجبور به جدایی از هم میکنند پس ناراحتی محتمل هست ولی بدون اونها زندگی آدم مختل نمیشه (یه خورده حس پدر بزرگی بهم دست داد)
    هفتم اینکه:ما عروسی میخوایم یالا یالا….

  5. dawn Says:

    ااااااااااااااااااااااااااا من مگه گفتم تو نیستی؟
    اوووووووووووووووووو سعید چقدر نصیحت می کنی
    عروسی برای چی ؟
    هنوز خستگی عروسی خودت تو تنت هست بازم می گی عروسی می خام؟

  6. boogiwoogi Says:

    سعيد جان، حالا اون اول تا ششم يه چيزي. اون هفتمي چي بود؟ نوشته من شش تا بيشتر نداشت 🙂

    dawn عزيز، حق كاملن با شماست.

  7. سولماز Says:

    اول مرسی که نوشتی
    دوم انقدر شیرینی نخور مرض قند می گیری
    سوم خونت که همییشه حلال هم تو هم اون سولوژون. :دی

  8. وهریز Says:

    از همه چیزهای این پست بگذرم، از شیرینی خامه یی نمی گذرم. من هیچ جا شیرینی چنان لذیذ ندیده ام که در ایران. از تمام آنچه ایرانی ها سر سفره می آورند، دو چیز را دوست دارم: جعفری و شیرینی خامه یی. اگر از دوستان تان کسی سیول می آمد، یک بسته از اینها که گفتم، بفرستید… هاهاها. بی خیال چاقی و این حرفها… از بس در بسته های خوردنی ها دنبال مقدار کالوری و کلسترول و… گشته ام، تازه حس می کنم به وسواس دچار شده ام که خیلی بدتر از چاقی است.
    اما مسأله ی دیگر… حرف آنهایی را که از شما عروسی می خواهند، نشنوید. همان یکی چنان امر و نهی کند که صدتا مامور امر بالمعروف و نهی عن المنکر امروزی نمی توانند…

  9. boogiwoogi Says:

    خانم سولماز، خاهش مي كنم، نه مرض قند ربطي به مصرف شيريني نداره. من بيچاره 😦

    جناب وهريز، واقعن نمي شه از نون خامه اي گذشت. اگر امكانش پيش بيايد كه حتمن. چاقي رو هم بي خيال. در اون مورد آخر هم فعلن كه ايستاده ايم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: