مجازات، تبعيد به زمين

اون زمونا كه بچه بودم داستان آدم و حوا رو كه مي شنيدم (تو تلويزيون يا تو كلاس هاي ديني) وقتي به اونجاش مي رسيد كه خدا به خاطر اون چيزي كه آدم و حوا خوردن كه حالا سيب بود يا گلابي يا هر ميوه ديگه اي (من فكر مي كنم پرتقال بود چون مگه خوشمزه تر از پرتقال هم داريم؟ من كه اگه بودم فقط در مقابل پرتقال نمي تونستم طاقت بيارم) اونا رو مجازات كرد و تبعيدشون كرد به زمين پيش خودم مي گفتم خدا هم چه باحاله ها. بابا اين چه مجازاتيه ديگه؟ اين جا كه گل و بلبله. تا باشه از اين مجازات ها. بچه بودم حاليم نبود.

اما به مرور كه بزرگتر شدم ديدم نه واقعن مثل اين كه مجازات بوده. هي كه بزرگتر شدم به عمق فاجعه بيشتر پي بردم. كم كم دارم مي فهمم كه خدا واقعن بد مجازاتي كرد اين آدم و حواي نفهمو. آخه نونتون نبود، آبتون نبود، خوشي زده بود زير دلتون؟ آخه تو اين همه ميوه حالا چرا بايد هموني رو كه بهتون گفتن نخورين مي خوردين كه ما اين طوري تاوان پس بديم رو اين كره لعنتي؟ ها؟

حالا بگذريم كه باعث باني اين بدبختي در اصل حوا بود كه آدم رو وسوسه كرد (اين رو مي نويسم كه خانم هاي عزيز غيرتي بشن از خودشون دفاع كنن) ولي خوب اگه آدم آدم بود كه نبايد وسوسه مي شد (اين رو هم مي گم كه خانم ها يه كمي دلشون خنك بشه). مگه نشنيدين مي گن «آدم بايد خودش عاقل باشه». خوب بابا اگه آدم عاقل بود كه الان حال و روزمون اين نبود. شيطون هم يه چيزي فهميده بود كه به اين سست عنصر سجده نكرد.

حالا ميوهه چي بود؟ مي گن سيب بود. ولي به نظر من ببخشيد ها كه مجبورم از الفاظ ركيك استفاده كنم. اما اگه به جاي اون (حالا هرچي كه بود) گه مي خوردن بهتر بود. نبود؟

Advertisements

19 پاسخ to “مجازات، تبعيد به زمين”

  1. wahriz Says:

    بسیار بهتر بود همان کاری را می کردند که شما می گویید. مسخره است که اینهمه رنج من به خاطر سیب خوردن دو تایی باشد که نسبتی این قدر دور با من دارند…

  2. نسرین Says:

    برادرخیلی دلت پره. زندگی زیباست

  3. سولوژن Says:

    نمی‌دانم! به نظر می‌آید در این سوال من و شما تنها نیستیم. خیام می‌گوید:

    هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا/چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
    معلوم نشد که در طرب‌خانه‌ی خاک/نقاش ازل بهر چه آراست مرا

  4. سولوژن Says:

    و حتی شاید این مربوط‌تر باشد:

    نی دولـت دنیا به ستـم می‌ارزد
    نی لذت مستی‌اش الـم می‌ارزد
    نـه هفت هزار ساله شادی جهان
    این محنت هفت روزه غـم می‌ارزد
    (حافظ)

  5. dawn Says:

    این کره خاکی که به نظر من خیلی هم با حاله، همونطور که میتونه آزار دهنده باشه، می تونه لذت بخش هم باشه.
    من خودم هستم که می تونم از زندگی یا هر چیزی که برام اتفاق میفته لذت ببرم و یا اینکه به جون خودم و اطرافیان زهر مار کنمش.
    اون دو تا بیچاره هم اگه کار خطائی کردن خودشون بیشترین زجرشو کشیدن. چون بهشتو دیدن و بعدش به این کره تبعید شدن. تازه بهشت چیه؟ همش یکنواخت و خسته کننده بدون هیچکدوم از این هیجانات این کره خاکی.
    ایران خودمونو ببینین! اونقدر هیجان داره که نمی دونی وقتی صبح از خونه در میای بری محل کارت، آیا سالم می رسی و یا اینکه به خاطر هیجانات آقای راننده تاکسی میری زیر تریلی.
    راستی چقدر ادم و حوا اهل ریسک و هیجان بودن. هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه دیگه.

  6. boogiwoogi Says:

    جناب Wahriz، دقيقن همينطوره. 😦 راستي چرا وبلاگ قبلي رو حذفش كردي؟ مي تونستي تعطيلش كني ولي نگهش داري و يه پست آخري براش بزاري كه بقيه رو راهنمايي كنه به وبلاگ جديد. اين البته نظر منه. شما بهتر مي دوني.

    نسرين جان، زندگي زيباست. اين رو بارها گفتم و قبول دارم. اما بعضي وقتا آدم يه چيزايي رو مي بينه كه وقتي مي خاد احساسش رو بنويسه مي شه اين پست. خيلي از مواقع تصميم مي گيرم كه بهتره چيزي ننويسم تا اين كه اين حس لعنتي رو منتقل كنم. ولي نمي شه.

    جناب سولوژن عزيز، مي دوني خيلي از مواقع آدم هر چي سعي مي كنه بي خيال باشه و خودش رو به بي خيالي بزنه و مثبت فكر كنه باز هم نمي شه. خيلي از مواقع اگه پاي صحبت خيلي از آدم هايي كه خنده رو لباشونه بشيني مي بيني كه اونا هم دلشون پره. اما شعر اولي (خيام) بيشتر بيانگر حال و روز ماست.

    Dawn عزيز، همه اين حرفا كه گفتي درسته. خودت هم مي دوني كه خود من از اون آدم ها بودم و هستم كه هميشه نيشم تا بنا گوش باز بوده و هست. مشكلاتم رو هم تا اونجا كه مي شه تلاش مي كنم به اطرافيان منتقل نكنم. از مشكلات هم نمي ترسم. اما آخه حدي داره. هر كسي يه ظرفيتي داره. در مورد اون تاكسي هم كه گفتي وقتي فكر مي كنم اون صحنه رو قاتي مي كنم. كاشكي شماره اون تاكسي رو برداشته بودي. يه درسي بهش مي دادم كه تا آخر عمرش بيشتر از 20 تا سرعت نره. اگه يه تار مو از سرت كم مي شد تو همون جاده قديم آتيشش مي زدم كه عبرت سايرين بشه.

  7. نسرین Says:

    جالبه اصلا فکر نمی کردنم آقای سولوژن اهل شعر و شاعری هم باشند:)

  8. سعید Says:

    من یه سوال دارم که ربطی به این پست نداره.چرا از تاریخ میلادی استفاده میکنی؟ مگه تاریخ خورشیدی چه اشکالی داره؟

  9. boogiwoogi Says:

    سعيد جان، مشكل اين جاست كه WordPress يه بلاگر غير ايرانيه و تاريخش هم بر اساس ميلاديه. من بعد از اين كامنت گشتم ببينم آيا اين امكان تغيير وجود داره ولي چيزي پيدا نكردم. اگه يه روز اون رو پيدا كنم حتمن اين كار رو مي كنم.

  10. سولماز Says:

    بعضی ها هم می گن گندم بوده

  11. boogiwoogi Says:

    خانم سولماز، آره اين روايت هم وجود داره.

  12. dawn Says:

    ایول فردین

  13. boogiwoogi Says:

    خاهر جان، 🙂 اينه

  14. نیلوفر Says:

    حالا سیب و گندم و انار خیلی مهم نیست . مهم اینه که ادم و یعنی انسان و از هر چی منع کنن بدتر انجامش میده و کنجکاو تر میشه ! تازه میگن خدا به همه چیز اگاه است پس میدونسته اون دوتا سیب و میخورن بهانه ای بوده واسه پرت کردنشون به زمین . میدونستی بعد بهشون مهلت توبه میده اونم چند بار ولی هی بدتر گند میزنن ؟

  15. نرگس Says:

    هوم.خدا؟ ادم؟ حوا؟
    به پرتقال بیشتر مطمئنم.

  16. boogiwoogi Says:

    خانم نرگس، 🙂

  17. نیلوفر Says:

    به هر حال خدا هدفش همین بوده میوه بهانه شده . البته بعد از رانده شدنشون از بهشت چند بار مهلت توبه بهشون میده ولی بدتر گناه و خطاهاشون بیشتر میشه . مساله اینه که انسان از هر چی منع شه زودتر انجامش میده .

  18. نیلوفر Says:

    جالب اینکه همه ی این میوه ها ( سیب _ پرتقال _ انار _ گلابی و موز ) واسه بچه های بیش فعال توصیه میشه . و در هر حال خدا قصد پرت کردنشون به زمین و داشته میوه بهانه بوده بعد هم چند بار مهلت توبه میده ولی خطاهاشون بیشتر میشه چون انسان از هر چی منع شه زودتر میره سراغش یا اصلا بلد نیست تازه یاد میگیره . یه بار به یکی از بچه ها گفتم پاستل و به لباست نکشی رنگی میشه فوری کشید رو استینش که سفید بود قرمز شد گفت مرسی خاله لباسم خوشرنگ شد . خودم باعث شدم کاری که بلد نبود و انجام داد .

  19. آريو Says:

    بنازم حس كنجكاوي رو.
    البته بنده خداها نميدونستند خدا چيه؟؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: