محسن نامجو

اين روزها ترانه هاي محسن نامجو گل كرده. من خودم هنوز نتونستم با اونا ارتباط برقرار كنم و فقط زماني كه با پسر خاله ام مي ريم بيرون آهنگهاش رو تو ماشين مي زاره و گوش مي كنيم.

حدود 30 ساله كه خاننده هايي مثل شجريان عرصه موسيقي سنتي ايراني رو در انحصار خودشون گرفتن و جوري برخورد مي كنن كه انگار اين نوع موسيقي ارث پدرشونه كه بهشون رسيده. بعدشم جوري رفتار كردن كه برداشت خودشون از اين موسيقي رو به حد تقدس هم رسوندن. انگار هر چي اونا از اين موسيقي فهميدن همه موسيقي سنتي ايرانه. واين موسيقي هم چنان مقدسه كه هيچكس حق نداره غير از تعريفي كه اونا ازش كردن تعريف ديگه اي رو ارائه كنه. كار رو به جايي رسوندن كه خودشون رو نماينده هاي انحصاري هزاران سال موسيقي اين مرز و بوم مي دونن كه انگار هر كي مي خاد موسيقي سنتي كار كنه بايد از جرگه اونا باشه. جالبه كه اين آدما چنان اين موسيقي رو از نوآوري تخليه كردن كه كافيه يه بار يه كاست از يكي از اينا گوش بدي. ديگه مثل فيلم هندي لازم نيست بقيه كاست ها رو گوش بدي چون بقيه هم مثل همون هستن. به نظر من كه ضربه اي كه اين آدما به اين موسيقي زدن از ضربه اي كه اعراب 1400 سال قبل به فرهنگ ايران زدن كاري تر بوده. اين وسط كاري كه نامجو كرده از اين جهت قابل ارزشه كه اومده و اين انحصار رو شكسته و تعريف نوي از موسيقي سنتي رو ارائه كرده.

از طرف ديگه روحيه آنارشيستي و مبارزه طلبي اين مرده. من كه خيلي از اين روحيه خوشم اومد. بابا بعضي وقتا لازمه كه جلوي جامعه ايستاد. آقا كي گفته كه هميشه جامعه حرف درست رو مي زنه و تصميم درست رو مي گيره.

خيلي از مواقع براي احياي يه چيز بايد ساختار اون رو شكست و «طرحي نو در انداخت». اين چيزيه كه واقعن موسيقي ما به اون نياز داره.

من خودم هيچ اعتقادي به سنت ندارم. به موسيقي سنتي هم همچنين. اما با وجود اين از نوع كاري كه نامجو كرده خوشم اومده. دمش گرم.

البته ناگفته نمونه كه از ترانه «مرغ سخن دان» خيلي خوشم اومد.

چنانت دوست مي دارم كه گر روزي فراق افتد

تو صبر از من تواني كرد و من صبر از تو نتوانم

Advertisements

11 پاسخ to “محسن نامجو”

  1. dawn Says:

    ایول بابا دمت گرم

  2. نسرین Says:

    ولی به نظرم باید اینو بدونی که همین امثال شجریان و شهرام ناظری هستند که موسیقی سنتی ایران رو زنده نگهداشتند و همه جای دنیا موسیقی سنتی ایرانی رو با اسم اونها می شناسند. به نظرم به انصافیه راجع به اونا اینطور صحبت کردن. کنسرتهاشونو رفتی دیگه دیدی چطوری می خونن و مردم براشون سرو دست می شکونن. به نظرم اونها هستند که موسیقی سنتی ایران هست و باید ماها قدرشونو بدونیم.

  3. boogiwoogi Says:

    موضوع اين جاست كه اگه موسيقي سنتي ايران زنده است پس چرا ما تو خيابون همش آهنگ پارميدا و دلم برات هلاكه به گوشمون مي رسه؟ چند بار شده كه تو يه ماشين بشيني و ببيني طرف كاست سنتي رو تو ضبط ماشين گذاشته؟ موضوع اين جاست كه ما فكر مي كنيم موسيقي سنتي ايران زنده است.

  4. نسرین Says:

    نمی شه گفت چون تو کوچه و خیابون یا تو ماشینها آهنگ دلم برات هلاکه می ذارن پس موسیقی سنتی مرده. ما تو یه جامعه بزرگ زندگی می کنیم که سلایق با هم متفاوته. خیلی از آدمها به موسیقی سنتی گرایش دارن و خیلی از اونها به موسیقی امروزی. ولی واقعا می گم که من نظرم خلاف توست چون جوونهای زیادی رو می شناسم که بر خلاف سن و سالشون موسیقی سنتی رو انتخاب می کنن و گوش می دن. بزرگترها که جای خود داره و 90 درصدشون طرفدار همون شجریانند. اتفاقن جوونای امروز فکر می کنن موسیقی سنتی کلاسش بیشتره و اگر هم سراغ موسیقی برن ترجیح می دن برن سراغ سنتیش. اکثر کنسرتها و کلاسهای موسیقی سنتی رو جوونا تشکیل می دن. الان دیگه یه قشر خاصی هستن که به قول تو پارمیدا و برو حاشو ببر رو ترجیح می دن.

  5. dawn Says:

    من خودم یکی از طرفدارای آلات موسیقی اصیل هستم ولی کاملاً با بوگی موافقم. موسیقی سنتی یه یک چیز یکنواخت و کاملاً غم انگیز و در ضمن انحصاری تبدیل شده. مثلاً خانواده ناظری ها ، خانواده کامکارها، شجریان و پسر. تقریباً ناظری ها رو بابت کلاسهای موسیقی که می رفتم میشناسم. آدم های متفاوتی هستند و البته همه این قشر شدیداً خودشون رو خاص می دونن این نوع موسیقی فوق العاده زیباست و آدم رو به یه جاهای دیگه مبره ولی ایقدر یکنواخت و غم انگیز شده که من خودم وسطهای راه از حالت های افسردگی و غم ناکی که برام ممکن بود پیش بیاد ترسیدم. زیبا ترین قطعات همه غمگین هستن و از روحیات و حالات جوانها که نیاز به تحرک و شادی و طراوت دارن به دوره.
    یکی از پیروان زولفنون استاد ستار ایران رو میشناسم که یک وقتهائی حالت نباتی به خودش می گرفت. لازم به ذکره که خودشو خاص و فهمیده و بقیه رو که زندگی روزمره و عادی خوبی داشتن رو نفهم می پنداشت.

  6. سولماز Says:

    بوگی جون یادمه یه روزی اومدی شرکت داشتم مرغ سخندان گوش میکردم بهت دادم گفتم محشره اخماتو کردی توهم گفتی من از نامجو خوشم نمیاد. حالا دیدی مرغ سخندان چقدر قشنگه. ببین مرغ شیدا و ساربان و بگو بگو هم محشرن اگه از من که نامجو گوش کن حرفه ایی ام می شنوی به این آهنگ ها هم گوش بده.

    به نسرین: خانوم خانوما سایه تون سنگین شده نه زنگی نه بوقی نه اس ام اسی نه کامنتی……
    بابا دلمون تنگ شده ها.

  7. boogiwoogi Says:

    خاهر سولماز،
    مشكل اين جاست كه من از اساس با موسيقي سنتي مشكل دارم. اصلن نمي تونم گوش بدم. وقتي گوش مي دم واقعن زجر مي كشم-اين البته در مورد زمان هايي كه پسر خاله ام منو مجبور مي كنه كه گوش بدم هم صادقه. محسن نامجو رو هم همونطور كه گفتم من از كاري كه كرده خوشم اومده. در مورد مرغ سخن دان ولي اعتراف مي كنم كه اون روز اشتباه كردم و متعصبانه به قضيه نگاه كردم. به عبارتي پيش داوري كردم.

  8. dawn Says:

    ایول که به اشتباهت اعتراف کردی. بازم اشتباه می کنی ها ولی ایول به همکارات و دوستات که می تونن یک کاری کنن که به اشتباه خودت اعتراف کنی. سووووووووووووووووووووووت

  9. سولوژن Says:

    بوگی جان!

    به نظر می‌رسد در این‌جا بدجوری زیر فشار خانواده و اطرافیان‌ای که واقعا زورشان به‌ات می‌رسد قرار داری! (;

    تجربه‌ی شخصی‌ی من این است که یک زمان‌ای از موسیقی‌ی سنتی خوش‌ام نمی‌آمد (حوصله‌ام سر می‌رفت و غم‌گین می‌شدم) ولی سال‌های سال بعد -که الان باشد- این‌طوری شده که از بعضی از آهنگ‌های خاص خوش‌ام می‌آید. با حرف شما هم موافق‌ام که موسیقی‌ی سنتی‌ی ایران کم دچار تحول شده و «زنده» به معنای موجودی روز به روز تغییرپذیر نیست (البته این تنها تصور من است. واقعا بررسی‌ی علمی‌ای نکرده‌ام.). حال شخص‌ای چون نامجو می‌آید کارهایی می‌کند که ممکن است به خودی‌ی خود چندان هم خوب و شنیدنی نباشد، اما دستِ کم ضربه‌ای می‌زند به بدنه‌ی خوابیده‌ی موسیقی‌ی سنتی.

    در مورد گفته‌ی خانم نسرین که گفته‌اند «نمی شه گفت چون تو کوچه و خیابون یا تو ماشینها آهنگ دلم برات هلاکه می ذارن پس موسیقی سنتی مرده. ما تو یه جامعه بزرگ زندگی می کنیم که سلایق با هم متفاوته.» لازم است دو نکته را ذکر کنم:

    ۱)‌ زنده بودن دو معنا می‌تواند داشته باشد. یکی میزان استفاده/به کارگیری/توجه عام/…. است که در این صورت باید دید چند درصد مردم موسیقی‌ی سنتی گوش می‌دهند و چند درصد موسیقی‌ی پاپ فارسی و چند درصد رپ و چند درصد کلاسیک و … . باز هم آمارهای شخصی‌ی من نشان نمی‌دهد که موسیقی‌ی سنتی مثلا پنجاه درصد بازار را اشغال کرده باشد. اما به هر حال این چیزی است که می‌توان نه به دشواری ته و توی‌اش را در آورد.
    معنای دیگر زنده بودن همان‌ای است که من بالاتر استفاده کرده بودم: پویایی‌ی چیزی. موسیقی‌ی سنتی چندان پویا نیست چون همان مقام‌ها و گوشه‌های صدها سال پیش هم‌چنان استفاده می‌شود. خواننده‌ی جدید کم به بازار می‌آید و احتمالا همیشه هم با شجریان مقایسه می‌شود و می‌گویند دو دهم شجریان است یا سه دهم شجریان! از طرفی به موسیقی‌ی راک غربی نگاه کنید که هر سال ده‌ها گروه قابل ذکر جدید اضافه می‌شود و هر یکی چند سال یک بار هم آلبوم‌ای تکان‌دهنده با سبک‌ای کم و بیش نوین وارد بازار می‌شود. از این لحاظ موسیقی‌ی سنتی حیات‌ای پویا ندارد.

    ۲) من با آمارهای خانم نسرین مشکل دارم! جامعه‌ی آماری‌ی ایشان چیست؟

  10. boogiwoogi Says:

    جناب سولوژن،
    ما از اين بيدها نيستيم كه با اين بادها بلرزيم 🙂
    در مورد موسيقي سنتي هم من سالها قبل تا حدودي علاقه داشتم. اما بعد از يه مدت ديدم كه واقعن كارها تكراريه. به همين خاطر كم كم از اون دور شدم. به عبارتي خسته شدم.
    نه اين كه تكرار يه موسيقي خسته كننده باشه. مثلن همين الان هم قطعه Fur Elise (اگه املاش رو درست نوشته باشم) براي من همون زيبايي رو داره كه 20 سال قبل كه براي اولين بار اون رو شنيدم داشت. اما اين تكرار با اين كه يه سبك رو به طور مكرر با صداي افراد مختلف بشنوي فرق مي كنه. اين رو قبول دارم كه بعضي كارها ساخته شدن كه واقعن شاهكارن اما آيا بايد تا آخر عمر من كاست «آستان جانان» رو گوش بدم؟
    البته اين با تنوع طلبي فرق داره؛ هر چند با تنوع طلبي هم مخالف نيستم كه شايد موافق هم باشم. اما نكته اين جاست كه راهي كه موسيقي سنتي ما داره مي ره راه خطاييه. از ترس از دست دادن چيزهايي كه داريم حاظر نيستيم راه هاي جديد رو امتحان كنيم.
    مسئله اين جاست كه موسيقي دان هاي اين مرز و بوم فكر مي كنن كه هميشه هر مسئله اي فقط يه راه حل داره.

  11. نیلوفر Says:

    من با موسیقی سنتی موافقم . اصلا هم افسردگی نمیاره ادم اگه خودش حالش بد نباشه موسیقی سنتی اشکش و در نمیاره . حداقل محتوا داره ادم سرسام نمیگیره هدف داره . ولی موسیقی جدید مثل پارمیدا بی محتواست چی میخواد بگه . موسیقی سنتی به ادم ارامش میده ولی میدونی علت بعضی از تصادفات رانندگی گوش دادن به همین موسیقی جدید و رپ . دقت کردی وقتی این اهنگارو با صدای کمی بلند گوش میدی با سرعت بیشتری رانندگی میکنی ؟ حتما برات پیش اومده یا حداقل نمونش و دیدی . واقا میرن رو اعصاب شاید فقط به درد حرکات موزون بخورن که البته اونم باید اول یه بار گوش بدی که چرتو پرت نگن . ولی با تنوع موافقم هر چقدر هم که پیتزا دوست داشته باشی ولی هر روز خوردنش حال ادم و بد میکنه ولی هر چند وقت یه بار میچسبه نه ؟ سنتی هم گوش کن پارمیدا هم گوش کن .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: