بوگي، نوستالژي و موسيقي اسپانيايي

امشب پيش پسر خاله ام رفته بودم. يه ويدئو از آهنگ هاي اسپانيايي كه سال ها قبل كانال Fiesta روي ماهواره هات برد پخش كرده بود رو با هم ديديم. خيلي لذت برديم. واقعن كه عجب موسيقي زيبايي دارن اين ملت و عجب كانال زيبايي بود اين Fiesta. جدا از موسيقي اسپانيايي خود زبان اسپانيايي هم واقعن زيبايي منحصر به فردي داره. كلامشون خود موسيقيه. من نمي دونم كدوم آدم بي سليقه اي با وجود اين زبان در اروپا گفت زبان فرانسه قشنگه كه بعد هم اين امر به خود فرانسوي ها هم مشتبه شد كه انگار زبونشون واقعن قشنگه. در كنار موسيقي زيباي اين ملت چيزي كه هميشه برام جالب بوده شخصيت اوناست. با نگاه به اونا ما صلابت، زيبايي، احساس، ظرافت و شادي رو يك جا مي بينيم. واقعن جمع شدن اين خصوصيات يك جا در يك انسان و يك ملت خيلي جالبه مخصوصن صلابت و ظرافت كه كمتر در كنار هم قرار مي گيرن. البته صفت صلابت نزديكترين معادليه كه من تونستم به كار ببرم. منظورم چيزي بين خشونت (نه به معناي منفي)، قدرت و عظمته كه هيچ معادل ديگه اي براش پيدا نكردم و صلابت هم نمي تونه به طور كامل اون مفهوم رو تداعي كنه. يك جا جمع شدن اين صفات رو من كمتر ديدم. اولين بار در رمان «عشق هرگز نمي ميرد» يا همون «بلندي هاي بادگير» (Wuthering Heights) شاهكار اميلي برونته بود كه بعد از خوندنش برام خيلي جالب بود كه چي تو سر اميلي برونته مي گذشته كه چنين رماني رو خلق كرده كه البته بعد از آشنايي با زندگيش ديدم كه واقعن خودش هم چنين شخصيتي رو داشته. بعدها در موسيقي اسپانيايي و فرهنگ اسپانيايي اون رو ديدم. و سال ها بعد هم با شكيبا آشنا شدم كه همه اين صفت ها رو يك جا در كنار هم داشت. اي كاش قدر خودش رو مي دونست حتي براي يه لحظه و باور مي كرد كه چقدر دوست داشتني و منحصر به فرده.

امشب واقعن دلم تنگ شد. بدجور. دلم براي مردي ها و مردانگي ها (البته نه از نوع فرديني) و زني ها و زنانگي ها كه مدت هاست از جامعه ايران رخت بربسته تنگ شد. دلم براي كانال Fiesta كه از روي هات برد رفت و نمي دونم كجا رفت و هممون رو يتيم كرد هم تنگ شد. دلم براي شكيبا و روزهايي كه با هم بوديم هم تنگ شد. دلم براي موسيقي شاد كه هيچ بويي از ابتذال هم توش نبود تنگ شد. دلم براي مردمي كه واقعن به هم عشق مي ورزيدن تنگ شد. براي عشق هاي ساده دوران دبيرستان هم تنگ شد. عشق هايي كه پاسخش گشت هاي ثار الله بود و كميته بود ولي باز هم خيلي ساده و قشنگ بودن و وجود داشتن.

Advertisements

4 پاسخ to “بوگي، نوستالژي و موسيقي اسپانيايي”

  1. dawn Says:

    می دونید چقدر قشنگه که یک مرد اینهمه زیبائی رو قشنگ ترسیم کنه ؟ بوگی فکر کنم داری قدم می زاری به همون روزهای خوبی که خودت دوست داشتی.

  2. سولوژن Says:

    از اسپانیایی‌ها مگو!

  3. boogiwoogi Says:

    چطور؟

  4. سولوژن Says:

    با زبان‌شان خمارت می‌کنند و با نگاه‌شان سحر!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: