چي مي شد تو ذهنمون يه پوشه draft داشتيم و موقع فكر كردن مي تونستيم يه نسخه چك نويس از فكرمون رو توش ذخيره كنيم تا بعدن هي نخايم تو سر خودمون بزنيم و از نو همه چي رو دوباره فكر كنيم.
چي مي شد تو ذهنمون يه پوشه draft داشتيم و موقع فكر كردن مي تونستيم يه نسخه چك نويس از فكرمون رو توش ذخيره كنيم تا بعدن هي نخايم تو سر خودمون بزنيم و از نو همه چي رو دوباره فكر كنيم.
اکتبر 28, 2009 در t 1:11 ب.ظ |
من غیر از درفت به یه عالم چیز دیگه هم فکر کردم. کنترل زد هم داشتیم خوب بود
اکتبر 30, 2009 در t 12:46 ق.ظ |
سولماز عزيز، اين يكي رو هم كاملن موافقم
نوامبر 1, 2009 در t 2:20 ب.ظ |
حالا مغز خود آدم از این امکانات نداشته باشد، اما گاهی یک دفترچهی یادداشت کوچک کم کمکی نیست.
نوامبر 1, 2009 در t 9:56 ب.ظ |
جناب سولوژن، موضوع اينه كه مثلن زماني كه پشت فرمان نشستي و داري رانندگي مي كني و مغزت هم در حال فعاليت كه نمي شه چيزي نوشت.