برابري

By boogiwoogi

دوست گرامي خانم سولماز تو وبلاگش پستي رو گذاشته در مورد بحث برابري حقوق زن و مرد. خوندن اون باعث شد كه اين پست رو بنويسم.

سال ها قبل از طريق چت و ايميل با دوستان اينترنتي بحث هايي روداشتيم در مورد برابري حقوق زن و مرد. پرسش مهمي كه مطرح بود اين بود كه حقوقي كه زن ها فكر مي كنن توسط مردها پايمال شده چه چيزهاييه؟ يا به شكلي ديگه چه حقوقي اگه به زنها داده بشه اونها حس مي كنن كه به برابري رسيدن؟ البته بحث هاي جانبي ديگه اي هم مطرح مي شد. مثلن اين كه راه حلشون براي يه مسئله اي كه فكر مي كنن ظالمانه است چيه؟ و اين كه آيا حاضرن خودشون اولين نفر براي اجراي اون راه حل باشن؟

اين بحث رو بعدن در دانشگاه هم ادامه دادم چون بافت جمعيتي دپارتمان ادبيات انگليسي زنانه بود – حدود ده درصد دانشجوها پسر وحدود نود درصد اون ها دختر بودن، بيشتر استادها زن و مدير دپارتمان هم هميشه زن بود.

متاسفانه اين بحث ها به شكل يه تحقيق علمي انجام نشدن و در انتها هم هيچ آمار مكتوب يا غير مكتوبي هم توليد نشد اما از برآيند اين بحثها من به اين نتيجه رسيدم كه زنها واقعن نمي دونن به دنبال چه حقوقي هستن. البته قصدم از گفتن اين جمله توهين به خانمها نيست. هدفم بيشتر بيان يه واقعيته.

اين رو قبول دارم كه قوانين جامعه ايران به شكليه كه نمي تونه حقوق زن و مرد رو به طور عادلانه تعريف و تامين كنه. عرف و فرهنگ عمومي جامعه هم نگاهش به روابط زن و مرد انساني نيست. اما واقعيت اين جاست كه اين قوانين تنها به ضرر زن ها نيست. مثال هاي زيادي رو ديدم كه زن ها با استفاده از همين قوانين و به شكلي ناعادلانه همه دارايي هاي همسرشون رو از آن خودشون كردن، از اون جدا شدن و با يه مرد ديگه ازدواج كردن. البته برعكس اون رو هم زياد ديدم كه مردي بعد از اين كه با كمك همسرش از نظر اقتصادي شرايطش خوب شده فيلش ياد هندوستان افتاده و به قولي زير سرش بلند و شلوارش دو تا شده و رفته يه زن ديگه گرفته.

خوب اين مثال ها مربوط به شرايط حاد هستن. خوشبختانه بيشتر زن ها و مردها كارشون به جدايي نمي كشه. اما با بحث هايي كه هميشه مطرحه مشخصه كه هم آقايون هم خانم ها حس مي كنن كه داره  بهشون ظلم مي شه. واضحه كه ازاون جايي كه من عضو جامعه مردها هستم (البته جامعه پسران – به قول مادرم هنوز مرد نشدم :) ) ذهنم به نفع حقوق مردها باياس شده باشه. اما از طرف ديگه هميشه وقتي تو آينه  خودم رو ميبينم هميشه دنبال دو تا شاخ (مثل شاخ ديوها) رو سرم مي گردم. البته هيچوقت تا حالا نديدمشون.

واقعيت اين جاست كه هنوز اين پرسش ها برام وجود دارند. اين كه واقعن جدا از تعريف فلسفي و حقوقي “حق” حقوق پايمال شده زن ها چه چيزهايي هستن. هدفم از مطرح كردن اين پرسش پاك كردن صورت مسئله يا سفسطه يا خداي نكرده توهين هم نيست. واقعن مي خام بدونم به عنوان عضوي از جامعه مردان مرتكب چه حق خوري هايي شدم.

3 پاسخ به “برابري”

  1. سولوژن می گوید:

    مساله‌ی جالبی را مطرح کردید. دوست داشتم بانوان در این بحث بیش‌تر(!) شرکت می‌کردند.

  2. boogiwoogi می گوید:

    جناب سولوژن، من هم همينطور.

  3. نیلوفر می گوید:

    نترس شما که حق هیچ کسی رو نخوردی . در واقع نه مردها حق زنها رو خوردن نه زنها حق مردها رو . فرهنگ و باورهای جامعه ی ما حق زن ها رو خورده . اقایون هر طور دلشون بخواد لباس می پوشن , هر طور دوست دارن حرف میزنن , هر طور دلشون بخواد میخندن ولی خانم ها نه . مگر اینکه در جمعی باشن که مردها در اون جایی نداشته باشن . الان تو ایران خوشحالن که زن ها هم مثل مردها در جامعه حضور دارن و کار میکنن ولی این برابری نشد چون حقوق دریافتی خانم ها کمتر از اقایون . اگه یه مرد تو شستن ظرف ها به خانومش کمک کنه زن ذلیله , ولی با افتخار در اخبار سراسری خانمی رو نشون میدن که رو کامیون کار میکنه و میگن این برابری در صورتی که به نظر من این از بدبختی جامعه ی ماست که مشکل اقتصادی یک خانم رو مجبور به این کار میکنه . حق ارث مرد ها بیشتر , حق طلاق با مرد هاست , در صورت طلاق حق نگه داری بچه با مرد هاست و ……

پاسخ دهید