قبلن هم نوشتم. اما انگار هر لحظه هم كه بگم باز هم كم گفتم. خجالت بكشيد. هر چند شما قرن هاست كه شرم و خجالت رو كنار گذاشتين. اصلن چرا دارم اين حرفها رو مي زنم؟ شما از اول حيا نداشتين كه حالا بخاين كنارش بزارين يا نزارين.
بيش از بيست روزه كه مردم عادي دارن تو غزه كشته مي شن. قبلش هم تو جاهاي ديگه كشته شدن و همين الان هم مي شن. مقصر هم شمايين. به طور مستقيم. خون همه اين آدم هاي بي گناه غير نظامي گردن همه اتونه. خوب و بد هم ندارين. بيش تر از بيست روزه كه آدم هاي غير نظامي دارن كشته مي شن. اونوخ شما هر روز بحثتون سر اينه كه جلسه رو امروز برگزار كنيم يا فردا؟ محكوم كنيم يا نكنيم؟ انگار حالا محكوم كردن يا نكردنتونم مثلن چه چيزي رو عوض مي كنه؟ اگه اين بمب و راكتها سر خونواده خودتون داشت ميومد باز هم اينقدر بي خيال به دنبال جلسه و قطعنامه بودين؟ البته اينقدر بي شرف هستين كه فكر كنم اون موقع هم بي خيال دنبال مسخره بازي هاي خودتون بودين.
بابا به خدا همه مردم از همتون خسته شدن. بيشتر از اوني كه فكر كنيد منفوريد.
پي نوشت: ديروز مي خاستم در مورد موضوع ديگه اي بنويسم اما درست همون موقع كه مي خاستم شروع به نوشتن كنم متوجه گريه مادرم شدم كه داشت آهنگي رو كه براي مردم غزه خونده شده بود نگاه مي كرد و از اون جا كه تا حدودي عربي بلده مي فهميد كه اون خاننده زن (كه فلسطيني هم نبود) به شكل دلخراش و كاملن مستاصل از همه مي خاست كه كاري كنن و صحنه هايي رو از كشتار مردم در ميان آهنگ نشون مي داد. مادرم نزديك به نيم ساعت گريه مي كرد. اين موضوع باعث شد دوباره اين جا در مورد اين كثافتها بنويسم. از اين كه اين پست كمي به دور از ادب بود واقعن معضرت مي خام. اصلن تو حال خودم نبودم.
ژانویه 17, 2009 در t 12:33 ب.ظ |
me too کاملاً موافقم.
ژانویه 26, 2009 در t 1:47 ق.ظ |
dawn عزيز،