امروز مي خام پام رو تو كفش دخترها كنم.
در شروع مي خام اين رو مطرح كنم كه آرايش هم مثل همه چيزهاي ديگه كه مربوط به حوزه شخصي افراده تابع سليقه هاي اشخاصه و فقط اون شخص حق داره در مورد اون تصميم بگيره. با در نظر گرفتن اين اصل واضحه كه اين پست نظر شخصيه نويسنده اين پسته و بس.
مدتيه كه آرايشي در بين زن هاي ايراني عرضه شده به نام “آرايش خليجي”. اين آرايش هم مثل خيلي مدها و تب هاي ديگه بدون اين كه در نظر گرفته بشه كه آيا اصلن مناسب هر شخصي هست يا نه داره به شدت تو جامعه عرضه مي شه. اما از اون جايي كه ما پسرها هم تو خيابون هستيم و دخترها هم خوشبختانه برعكس ممالك خليجي از رو بنده استفاده نمي كنن اين حق رو داريم كه در مورد آرايش اونها نظر بديم.
بابا هر روز كه تو خيابون مي رم كلي دختر مي بينم كه رو لب هاشون روژ لب برجسته كننده زدن اون هم به رنگ قهوه اي، دور چشمهاشون رو به طرز فجيعي سياه كردن و سايه زدن، ابروها تبديل به يه نخ شده، گونه هاشون رو هم به طرز غريبي رژ گونه مي زنن و برجسته نشون مي دن و خلاصه وقتي بهشون نگاه مي كني حس مي كني دختره مشكل غدد پيدا كرده و صورتش ورم كرده. من كه وقتي اين نوع آرايش رو مي بينم كف مي كنم.
ما پسرها چه گناهي كرديم؟ چرا بايد وقتي تو خيابون راه مي ريم همه دخترها رو يه شكل ببينيم؟ ها؟ بابا درست، دوست دارين هر طور كه دوست دارين آرايش كنين و به ما پسرها هم هيچ ربطي نداره. ولي خوب مايي كه دوست نداريم اين نوع آرايش رو ببينيم چه گناهي كرديم كه اون نوعي كه دوست داريم رو اصلن نمي بينيم؟
مصلن من خودم اين نوع آرايش رو مي پسندم كه دور چشمها رو خط چشم پر رنگ سياه مي كشن ولي نازك (نه پت و پهن). رژ لب رنگ قرمز يا تو مايه هاي قرمز ولي جيغ، رژ گونه ملايم، سايه دور چشم (پلك بالايي) آبي البته به طرز كاملن محو. ابروها نبايد پت و پهن باشن ولي خوب نه اين كه از روي صورت محو بشن. اما دريغ از يكي كه اين طوري آرايش كرده باشه.
به خدا ما هم حق داريم. ما چه گناهي كرديم كه تو خيابون درگير آلودگي بصري باشيم؟ ها؟ يه كمي هم به فكر پسرها باشيد. يه كمي در نوع آرايشتون تجديد نظر كنين. به خدا خوب نيست.
نوامبر 22, 2008 در t 11:03 ب.ظ |
۱) هر کسای میتواند هر کاری که دلاش میخواهد با خودش بکند، و هر کسای هر حرفای که دلاش بخواهد میتواند بزند. در نتیجه نظر جناب بوگی کاملا بر طبق موازین لیبرالی/دموکراتیی دنیای امروز است.
۲) باید پرسید آرایش دختران چه هدفی دارد. اگر این سوال را از دختری بپرسیم احتمال زیادی دارد پاسخای خام چون «اینطوری آرایش میکنم چون به نظرم قشنگه» بشنویم. اکثر موجودات دقت نمیکنند که رفتارهای ما کم و بیش در راستای افزایش شانس بقایمان همسو میشوند. دلیل اینکه زنها آرایش میکنند تنها به خاطر افزایش شانس جفتگیریشان است – حتی اگر خود انکار کنند.
۳) نکتهای که بوگیی عزیز گفتند باید زنگ خطری باشد برای چنان دخترانی.
نوامبر 23, 2008 در t 2:34 ق.ظ |
با درود به همه،
متاسفانه يكي از دوستان گرامي، كه هميشه بر من منت مي گذارند و يادداشتهاي زيبايي بر پست ها مي نويسند از روي عصبانيت در نظرشون از كلماتي استفاده نمودند كه من برخلاف ميل باطني مجبور به حذف اون يادداشت شدم. در اين جا بايد يادآور بشم از اون جا كه با سانسور مخالفم و اون رو عملي زشت مي دونم تا حالا و البته در آينده نيز تا جايي كه از دستم بر بياد از مميزي يادداشت ها و نظرات خودداري كرده و مي كنم. از اونجايي كه اعتقاد دارم كه “حرف براي زدن است نه خوردن” و از اونجايي كه با خيلي از مسائل فرهنگي موجود در جامعه مخالفم و دوست دارم اون ها رو به چالش بكشم ممكنه پست هايي نوشته بشه كه با نظرات شما در تضاد باشه و شما رو عصباني كنه. بنابر اين خاهش مي كنم براي اين كه دوباره دچار سانسور نشم و از طرفي محيط وبلاگ به هم نريزه در صورتي كه با پستي مخالف بوديد و حس كرديد كه به شكل محترمانه نمي تونيد پاسخ اون پست رو بديد و اون پست لايق توهينه، پاسختون رو به اي ميل من (boogiwoogi20@yahoo.com) بفرستيد. اين امر در مورد يادداشت ها هم صادقه. در صورتي كه آدرس پست الكترونيكي شخص مورد نظر در دسترس نبود مي تونيد پاسختون رو به من بفرستيد تا من اون رو براي شخص مورد نظر ارسال كنم يا در صورتي كه شخص مورد نظر داراي وبلاگ شخصي بود به پست الكترونيكي موجود در وبلاگ اون شخص بفرستيد.
در مورد اين پست هم بايد بگم كه قصد من نه توهين به خانم ها است و نه برتر دونستن آقايون. بلكه به چالش كشيدن يك مسئله خاصه. همين و بس. مطمئنن در رابطه با آقايون هم نكات زيادي وجود داره كه بايد به چالش كشيده بشه و در پست هاي بعدي اين كار انجام مي شه. پس دوباره خاهش مي كنم چه در موافقت و يا مخالفت با اين پستها جانب احترام رو رعايت كنيد.
در آخر در رابطه با اون يادداشت هم از اون جا كه من با تفكرات نويسنده آشنايي دارم و حس مي كنم از روي عصبانيت بيش از حد اون يادداشت رو نوشتن اگر حس مي كنن به خانم ها توهين شده اون رو بر من ببخشن. شايد سواد ادبي بنده بيش از اين نبوده.
نوامبر 23, 2008 در t 8:46 ق.ظ |
سلام اولین باره که وبتون رو خوندم خوب بود ولی چرا اینهمه غلط املایی ؟
سلامت باشید
نوامبر 23, 2008 در t 10:02 ق.ظ |
1- این پست در رابطه با تمام خانمها که نیست؟ چون این مدل آرایشی که گفتی دوست نداری الان دیگه مد نیست و شاید تعداد محدودی هستند تو خیابون که آرایش خلیجی می کنن که البته باید بگم فقط آقایون نیستن که از دیدن این مدل آرایش حالشون بد می شه. به نظر من هم آرایش محو و کم خیلی زیباتر می کنه خانمها رو و کلا زیبایی طبیعی همراه با آرایش کم خیلی خوبه.
2- با نظر آقای سولوژن هم مخالفم که هدف افزایش جفت گیری رو در آرایش کردن خانمها به همه زنها تعمیم داده. اون هم شاید در خیلی از دختران دیده بشه ولی اصلا و ابدا فکر نمی کنم انگیزه تمام خانمها از آرایش کردن این مسئله باشه.
نوامبر 23, 2008 در t 2:57 ب.ظ |
من کاملاً با نظر نسرین موافقم. چون دیگه اصلاً آرایش خلیجی مد نیست و من نمی دونم این بوگی که 11 شب به بعد از خونه می ره بیرون این ها رو کجا دیده.
در ضمن اون آرایش که با سایه آبی هم هست اصلاً تصورش رو نمیشه کرد. اونم با ماتیک قرمز.
در ضمن دوست عزیز سولوژن خانم ها اصلاً به خاطر جذب جنس مخالف آرایش نمی کنن. خانم ها حتی در منزل هم تمایل به کمی آرایش دارن. چون اصولاً انسان به خصوص خانم ها میل شدیدی به زیبائی دارن. و با آرایش زیبائی های خودشون رو نمایان می کنن. بر فرض حتی وقتی که مادرمون در منزل یا مهمونی خوش لباس یا کمی آرایش کرده دیده می شه ما دختر ها لذت می بریم.
حالا خوبه که آرایش از اصل مال خانم هاست و این همه به چالش کشیده می شن. پس در مورد این پسر ها که از مرد بودن خودشون شرمنده هستن و آرایش می کنن و یا ابروهاشونو زبونم لال برمی دارن هیچ کس نظر نمیده. الان تعدادشون هم کم نیست.
نوامبر 23, 2008 در t 3:07 ب.ظ |
آها بوگی راستی چرا دخترا رو نگاه می کنی ؟ اونم حتماً به قوله دوستمون واسه جفت گیری هست. خیلی بهمون توهین شد.
نوامبر 23, 2008 در t 3:38 ب.ظ |
.خوب اول از همه بگویم که کامنتی که پاک شد مال من بود به این دلیل که به خاطر توهینی که از جانب آقای سولوژن دیده بودم به شدت عصبانی بودم.
جناب سولوژون از این که مثل جمهوری اسلامی به زن نگاه می کنید برایتان متاسفم. برایتان متاسفم که بدون هیچ شناختی از زن و تمایل ذاتیش به زیباتر دیده شدن در موردش حکم صادر می کنید . برایتان متاسفم که نمی دانید زیبائی چه تاثیر مهمی در روحیه یک زن دارد برایتان متاسفم که فکر می کنید زن با ارایش کردن به دنبال اغوا گری جنسی و جفت یابی است.
برایتان متاسفم چون اگر مادر و خواهری دارید که آرایش می کنند به آنها توهین کرده اید به تمام زنان متاهل توهین کرده اید به تمام دختران خوب و نجیب تو هین کرده اید و ناخواسته این را به ذهن ما متبادر کرده اید که انسانی دگم و عاری از ….. هستید.
نوامبر 23, 2008 در t 3:40 ب.ظ |
بوگی جان تمام آنچه در کامنت اول آمد به آقای سولوزن بود و نه به شما. اتفاقا نوشته شما جای بحث دارد و نظری است که من به آن احترام می گذارم.
نوامبر 23, 2008 در t 4:18 ب.ظ |
درود برشما. ووگی باز قوطی کرما رو باز کردی؟! تنهاکاری در مورد کسایی که آرایش خلیج العربی دارن می تونم بکنم اینه که اصلاً بهشون نگاه نکنم. این کار دو مزیت داره: یکی اینکه اگر برا زیبایی شخصی این کارو انجام داده،شخصاً نوش جونش. دو اینکه بیشتر به فکر درست کردن خودم باشم چون همانطوری که خودم هیچی نیستم،طرف هم با آرایش غلیظ….
ضمن اینکه درود بر دستان نامرئی اراده جمع.
نوامبر 24, 2008 در t 2:20 ق.ظ |
سولوژن عزيز،در اين مورد كه بعضي از دخترها براي خودنمايي و مورد پسند واقع شدن آرايش مي كنن شكي نيست. اما از يه طرف درصد اين دخترها در جامعه چقدره و از طرف ديگه درصد زيادي از خانم ها در جامعه خانم هاي متاهل هستن كه با اين نظريه سازگاري نداره. تا اونجايي كه تجربه به من نشون داده دخترها به دليل زيبا شدن آرايش مي كنن.
بوگي جان، آخه چرا چيزي مي نويسي كه ديگران رو عصباني كني؟ كه بعد هم بياي توضيح بنويسي كه چنين و چنان؟ و بعد هم دست به سانسور بزني؟ ها؟ مگه مرض داري؟
فرنوش گرامي، ممنون. در مورد اون غلط هاي املايي هم بعضي ها عمديه و بعضي ها هم از روي اشتباه.
نسرين گرامي، اتفاقن من در طول روز كه از خونه بيرون مي رم خيلي از دخترهايي كه اين جوري آرايش مي كنن رو مي بينم. احتمالن من در دهات زندگي مي كنم. از طرفي درسته كه من يه نوع آرايش خاص رو مثال زدم اما مي تونه منظورم آرايش به طور كلي باشه كه شايد بهتر باشه خانم ها يه كم متنوع تر آرايش كنن.
dawn عزيز، كي مي گه بوگي فقط 11 شب به بعد مي ره بيرون؟ خوشبختانه مدتيه كه نو خونه ام و تو ساعت هاي مختلف مي رم بيرون و روز كرج و گوهردشت رو هم مي بينم. اين نوع آرايش هم تو خيابون زياد ديده مي شه. در رابطه با سايه آبي و رژ لب قرمز هم يه بار امتحان كن ببين خوب مي شه يا نه. من ديدم و خيلي هم قشنگه. در رابطه با آرايش پسرها هم نمي خام ازشون دفاع كنم ولي ببينم وقتي شما خانم ها پاتون رو تو كفش آقايون مي كنين و كارهاي اونا رو انجام مي دين اسمش برابريه حقوق زن و مرده ولي وقتي پسرها مي آن كارهاي شما رو انجام مي دن حالتون بد مي شه؟ در مورد نگاه كردن به دخترها هم ببخشيد مگه بوگي كوره كه وقتي مي ره تو خيابون هيشكي رو نبينه؟
خانم سولماز، خاهر جان، همكار قديمي، كاشكي يه نظر هم در مورد اين پست مي نوشتيد.
nothiN_noeR جان، بوگي هميشه در قوطي كرماش بازه اما چه فايده كه دل و دماغي نداره و حسابي از زندگي خسته است. وگرنه بوگي همون بوگي دوران دانشگاهه كه يه جمله مي گفت كلاس رو براي يه ساعت متشنج مي كرد و به قول دكتر نيكخو همون محور شرارته. اين ها هم كه مي بيني دست و پا زدن هاييه كه اگه نزنه ديگه واقعن دق مي كنه. در مورد درست كردن خودت هم صبر كن ايشاالله تو يه پست مفصل حسابي از شرمندگي شما هم در خاهيم آمد
نوامبر 24, 2008 در t 8:22 ق.ظ |
اول از همه از بوگی عزیز عذرخواهی میکنم که به طور غیرمستقیم او را مجبور به کاری کردم که مایل به انجاماش نبود. بعد از بقیه، از جمله خانم سولماز، پوزش میطلبم که حرفام را کمی صریح و مهمتر از آن خلاصه بیان کردم و باعث انواع سوء تفاهمها شدم.
دوست داشتم که میتوانستم توضیح بیشتری دربارهی تکامل و تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم آن بر رفتار موجودات -از جمله انسان- بدهم. متاسفانه کامنتدانی جای مناسبای برای چنین کاری نیست. اما تلاش خودم را -گرچه باز به طور مختصر- میکنم:
۱) تکامل، مکانیزم اصلیی ایجاد رفتارهای تازه و تطبیقپذیری با محیط در موجودات زنده است.
۲) «انتخاب جنـسی» یکی از مکانیزمهای تکاملی مهم است. انتخاب جـنسی باعث ایجاد فنوتایپها/رفتارهایی میشود که در ظاهر تاثیری در افزایش شانس بقا ندارند (مثلا عضلات قویتر یا مقاومت در برابر تغییر دما تاثیر مستقیم در افزایش شانس بقا دارند)، اما در نهایت باعث ایجاد فنوتایپها/رفتارهایی میشود که در جفتیابی تاثیرگذار است.
۳) انتخاب جنـسی عاملای است که باعث به وجود آمدن استراتژیهای جفتیابیی متفاوت بین دو جنس میشود.
۴) در انسان، تاریخچهی تکاملیی موجود نه تنها در ژنهایاش بلکه در فرهنگاش نیز منتقل میشود. فرهنگ نیز مشمول تکامل است.
۵) مسیر تکامل در نهایت یک چیز است: افزایش شانس بقا. این تاثیر هم میتواند در ساختار فیزیکیی موجود باشد و هم در ساختار فرهنگیاش.
۶) فرهنگ نیز مشمول انتخاب جنـسی است. همینهاست که باعث میشود رفتارهای اجتماعیی دو جنس متفاوت باشد.
۷) یکی از این تاثیرها، در سبک لباسپوشیدن و آرایش نمود مییابد. با انتخاب لباس/آرایش مناسب، میزان مطلوبیت شخص برای جنس مخالف افزایش مییابد. همانطور که اشاره کردند، آرایش باعث افزایش زیبایی میشود! دقیقا همین است. زیبایی نشانهای است از سلامت موجود، و افزایش آن -حتی اگر به کمک آرایش باشد- به شانس بقای موجود میافزاید.
۸) تاثیر فرهنگ بر افراد غیرمستقیم است. در خیلی از موارد شخص «خودْ آگاه» نیست که پیرویاش از مد، متفاوت ظاهرشدناش از مد یا رفتارهای دیگرش چه معنا/معناهایی دارند. با این همه ندانستن ما یا آگاهنبودن ما به پدیدهای باعث ناموجودیی آن پدیده نمیشود.
۹) فرم الگوها/قوانین فرهنگی بر انسانها معمولا اینگونه نیست: «در شرایط X کار A را بکن و در شرایط دیگر نکن». به جای X، زمان جفتگیری بگذارید و به جای A آرایش. دلیل کمتر بودن چنین نوع قوانینای با توصیفای «تیغ اکام»گونه قابل توجیه است. به همین دلیل است که مثلا میبینیم «زیبا»بودن و «زیبانمودن» در همهی شرایط، رفتاری است که عملا در بیشتر مواقع دیده میشود و نه مثلا «زیبا»بودن در مهمانیها و توقف استفاده از هر آرایشای در شرایط دیگر (که شانسای برای جفتگیری وجود ندارد)؛ و البته شدت زیبانمودگی در مهمانیها بیشتر است.
۱۰) خلاصه بگویم: زیبایی پسندیده است چون نشانهای است از مناسببودن جفت. فرهنگ آرایشکردن در طول قرنها تاریخ بشری جا افتاده چون با آرایش مناسب میتوان زیبایی را برجستهتر نمود. اینکه ما خود به چنین پدیدهای آگاهایم یا خیر، مسالهی دیگری است، اما عدم آگاهیمان به معنای عدم وجود چنین پدیدهای نیست.
(طبیعی است که میتوان راجع به همهی اینها گفت و شنید. مثلا میتوان راجع به این صحبت کرد که آیا اصلا «تکامل» وجود دارد یا خیر (البته مرا از شرکت در چنان بحثای معذور بدارید)؛ یا مثلا بحث کرد که تاثیر تکامل در رفتارهای فرهنگی چگونه است؛ و غیره و غیره. به نظرم اینگونه نگاهکردن به مسایل مفیدتر است.)
نوامبر 24, 2008 در t 8:29 ق.ظ |
و یک نکتهی دیگر: همهی حرفهایام هیچ قضاوت ارزشیای به همراه ندارد. یعنی آرایش کردن زنان یا مردان، خفیف یا ضعیف، عجیب یا معمول، به نظرم از دیدگاهای غیرشخصی نه خوب است و نه بد.
نوامبر 26, 2008 در t 12:54 ق.ظ |
جناب سولوژن، ممنون بابت اين يادداشت. از نظر علمي تا اونجايي كه دانش من اجازه مي ده كاملن درسته. اميدوارم كه بقيه هم قانع شده باشن.
بقيه دوستان عزيز، زماني كه در يه مورد خاص يه نظريه علمي مطرح و تاييد مي شه و يا به صورت يه اصل يا قانون در مياد ما نمي تونيم به صورت احساسي با اون برخورد كنيم و اگه با نظر ما سازگار نبود يا اين كه خوشمون نيومد با اون به شكل احساسي برخورد كنيم. مي تونيم اگه در رد اون نظري داشتيم تنها به صورت علمي و با در نظر گرفتن شرايطي كه براي رد يه نظريه علمي لازمه اون رو نقد كنيم. مثلن اگه از قانون جاذبه نيوتون خوشمون نمياد چون بر اساس اون قانون وقتي مي خوريم زمين دست و پامون صدمه مي بينه نمي تونيم بيايم و اون رو نفي كنيم.
نوامبر 26, 2008 در t 3:45 ب.ظ |
اوّل اینکه این پست میزان خویشتنداری نظر دهنده هارو خوب سنجید..
دوّم اینکه خیلی خرسندم که دوستی مثل ووگی دارم چون:1-این نگون بخت فقط مثل یه کودک نظرشو گفت،نظری که خیلی ها از گفتنش طفره میرن.
2-خیلی خوشحالم که نزدیک به چهل سالگی ،هنوز کودک درونشو تروتازه حفظ کرده واصلاً ادای آدم بزرگارو در نمیاره حتی در اوج بحثای جدی و عمیقش.
دور ور نداریا!.
سوّم اینکه،بنده های خدا،این رندی که من میشناسم،اگه قرار بود گیر آرایشو این جور صحبتا بیفته تا حالا باید مزنه چهارمین بچه ش هم به دنیا می اومدو باید به جای وبلاگ نویسیو شبگردی مسافر کشی میکرد ..
نوامبر 28, 2008 در t 3:44 ب.ظ |
nothiN_noeR جان، چاكرتيم دربست. تو راهي هم نمي زنيم. بوفه هم سوار نمي كنيم.